تبلیغات بر اثر بارندگی و رگبار شدید عصر روز سه شنبه و طغیان رودخانه های سیاهمزگی و امامزاده ابراهیم(ع)،خسارات فراوانی به روستاهای شهرستان شفت در استان گیلان وارد شده است.
'علی فیض بخش' ، بخشدار بخش احمدسر گوراب شفت، عصر روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: این حادثه غیر مترقبه كه در مدتی كوتاه مردم منطقه را غافلگیر كرد، موجب مسدود شدن راه اصلی منطقه كوهستانی و گردشگردی امامزاده ابراهیم (ع) به مركز شهرستان و راه ارتباطی 25 روستای دهستانهای چوبر و نصیر محله بخش احمدسرگوراب شهرستان شفت شد.
وی اضافه كرد: بر اثر وقوع این حادثه،بیش از 50 هكتار از اراضی شالیكاری روستاهای بخش احمدسرگوراب شفت تخریب و به آنها آسیب جدی وارد آمده است.
وی گفت: این سیل همچنین علاوه بر ایجاد خسارت به راه های ارتباطی مناطق یادشده، سردهنه های آب مزارع كشاورزی و تعدادی پل در روستاهای بداب و چوبر بخش احمد سرگوراب شهرستان شفت را تخریب كرده است.
به گفته فیض بخش،این سیل و ظغیان رودخانه ها به درختان و تعدادی منزل مسكونی نیز خساراتی وارد كرده است.
بخشدار بخش احمدسر گوراب شفت ادامه داد: پس از وقوع این حادثه با حضور عوامل فرمانداری و بخشداری و نیز دستگاهای اجرایی بویژه اداره راه و ترابری مسیر های ارتباطی روستاها و جاده اصلی امامزاده ابراهیم (ع) به مركز شهرستان بازگشایی شد.
!خدایا تو معرکه ای
ما یک باغچه ی کوچک داریم که توی آن یک درخت انار است.
هر روز نگاهش می کنم و به او فکر می کنم.
به ریشه هایش فکر می کنم که تا کجا ها رفته و چه کار می کند؟
فکر می کنم درخت برای بزرگ شدنش درد می کشد؟
هر وقت برگ هایش می ریزد، توی دلم می گویم : دیگر تمام شد، مرد
اما هرسال خدایا! دوباره برگ های تازه به درخت انارمان می دهی و جوانه توی دست هایش می گذاری. شب می خوابم و صبح می بینم گل داده است. گلهای قرمز قرمز.
ذوق می کنم و می گویم : خدایا تو معرکه ای !
گلهای قرمز، که انار می شود، من همینطور می مانم که آخر چطوری؟
خدایا! آخر تو چطوری از هیچ چیز ، همه چیز درست می کنی؟
کنار باغچه می نشینم، یک مشت خاک برمی دارم و می گویم: آخر قرمزی انار از کجای این خاک در می آید؟ شیرینی و قیافه ی قشنگش از کجا؟ یک خاک و این همه رنگ، این همه بو ، این همه طعم!؟
خدایا ! به یادت می افتم، حتی با دیدن دانه های سرخ انار ...
بار دیگر چشم باز کن و نگاه کن
خیلی وقتها خدا آدم را دعوت می کند به نگاه کردن. ولی حیف که ما آدم ها، خوب نگاه کردن را بلد نیستیم. ما ذوق زده نمی شویم.تعجب نمی کنیم و اصلا حواسمان نیست که خدا همین جاهاست. توی همین باغچه ، لای همین ابرها، روی همین ثانیه ها. چشم های ما به همه چیز عادت کرده اند
به همه چیز ...........
تو چی؟ تو چه جوری نگاه می کنی؟ تا حالا شده که با دیدن چیزی، مثلا
یک درخت، یک پرنده یا یک منظره، آنقدر تعجب کنی یا لذت ببری که بگویی:
خدا تو واقعا فوق العاده ای
سلام
برای هرچه بهتر شدن مطالب این وبلاگ لطفا ایرادات احتمالی را بصورت نوشتن نظر و یا با ارسال ایمیل به آدرس gh.lasaki@gmail.com گوشزد فرمایید تا در اسرع وقت نسبت به برطرف کردن آنها اقدام شود.