تبلیغات
وبلاگ روستای لاسک - مطالب بهمن 1391
 
درباره وبلاگ


استان گیلان-شهرستان شفت-بخش احمد سرگوراب-دهستان چوبر-روستای لاسک
0132

مدیر وبلاگ : ق ر
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
با سلام و عرض ارادت.در صورت تمایل در نظر سنجی شرکت فرمایید:اصالتآ اهل کدام منطقه میباشید؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
**

****
وبلاگ روستای لاسک
رواق منظر چشم من آشیانه توست **** کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست




  



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 23 بهمن 1391 :: نویسنده : ق ر
نظرات ()
f 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 23 بهمن 1391 :: نویسنده : ق ر
نظرات ()


بقعه متبرکه امام زاده اسحاق (ع)و خواهرش خیرانسا (س) در ارتفاع ۱۰۲۳ متری از سطح دریا وبرنوک قله سیاه کوه دربخش احمدسرگوراب ودر۲۵ کیلومتری غرب شهرستان شفت در یک منطقه زیبای ییلاقی قراردارد.

بنا به روایات کتب معتبرتاریخی مانند منتهی الامال ،عمده االطالب،مناقب ائمه وتاریخگیلان، این امام زادگان ازفرزندان امام موسی کاظم (ع)وبرادر وخواهرکوچک امام رضا (ع)می باشند.حدود سنه ۲۰۶قمری عده ای ازسادات وامام زادگان ازجمله آقا امام زاده هاشم (ع)وآقاسید جلاالدین اشرف (ع)به قصد خونخواهی آقا امام رضا (ع)ازمدینه به شهرقم مهاجرت می نمایند چون آنجارابرای مبارزه مناسب نمی بیند به دلیل استقبال مردم این سامان از شیعیان وسادات از آنجا به قزوین مهاجرت ومدتی هم درآنجا سکونت می نمایند تااینکه با مشورت همدیگرجهت گذرازمنطقه ورسیدن به مشهدمقدس ازشرق گیلان راه دیلمان وطبرستان درپیش گرفته وراهی می گردند.

آنها در طی طریق بارها ازطرف ماموران خلیفه عباسی (سرخاب)که برقزوین وگیلان حکمرانی داشت مورد آزار واذیت قرار می گیرندواجبارا درمصافی نابرابرآقا سیدجلاالدین اشرف(ع)وآقا امام زاده هاشم (ع) به شهادت می رسند وبقیه امام زادگان وسادات به کوها وجنگلهاپناه می برند.حضرت امام زاده ابراهیم (ع) وحضرت امام زاده اسحاق (ع)و
خواهرشان خیرانسا (ع)برای درامان ماندن ازحمله گروه سرخاب به کوهای منطقه شفت پناه آورده وبرای گذر از منطقه شبی را درمنزل پیرمردی باتقوی بنام سالک که معلم قرآن بودبیتوته می نمایند ولی درتعقیب آنها گروه سرخاب به آنجا حمله کرده وچون آنها را در
آنجا نمی یابند آن پیرمرد فداکارکه آن امامزادگان را یاری داده بود را به شهادت میرسانند که مزارآن هم اینک زیارتگاه کوچکی در روستای سالک معلم ازدهستان نصیرمحله شفت می باشد.
بنا به روایات سینه به سینه، دشمنان باتعقیب، آن امامزادگان رادر زیر درختی پیداکرده وباتبرآنهارا به شهادت می رسانند که هم اینک آن نقطه به شهید گاه (محل شهادت) معرف است

ونیزحضرت امامزاده ابراهیم (ع)که دربین راه ازآنهاجداشده بود درادامه راه به خانه پیرزنی پناه برده که آن نانجیب آن حضرت رابا زهربه شهادت می رساند. شهادت آن امام زادگان بااین غریبی وغربت حکایتها دارد .فقط این بس که مزار آن بزرگواران امروزه زیارتگاه عاشقان ودلسوختگانی است که اازراههای دور ونزدیک به آنجاها مشرف می شوند واز معنویت وکرامات آن بزرگواران شفای دردهای روحی وجسمی خویش را ازآنان می طلبندوهزاران هزارعاشق ومریضان شفایافته صعب العلاج وحاجت رواشده خودموید این مطلبند که هرساله ازگوشه وکنارکشوربرای بهره بردن اازفضای معنوی وگردشگری آنجا زائر کوی آن بزرگواران هستند




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 بهمن 1391 :: نویسنده : ق ر
نظرات ()


 هنگامی که از شفت به سمت جنوب غرب 34 کیلومتر پیموده شود، در دل کوهستان‌های جنگلی پوشیده از راشستان‌های تنومند و در درّه‌ای تنگ و بن‌بست، بقعه‌ای قرار دارد که قرن‌هاست مأمن و پناهگاه دردمندان و حاجتمندان منطقه و دیگر زوّاری است که از سرتاسر گیلان و ایران بدانجای می‌آیند تا روز یا روزهایی را در کنار ضریح مطهر امام‌زاده با خدای خویش نجوایی دردمندانه کنند. برای رسیدن به این بقعه پس از «شفت» بایستی از «چوبَر»، «مبارک‌آباد»، «لاسَک»، «کِلوان»، «دورودخان»، «بابارِکاب» و در نهایت «روستای طالقان» گذشت و آن گاه در آغوش طبیعت به زیارت بارگاه مطهر امام‌زادۀ خفته در آن بقعه شریف، شرف حضور یافت. بنا به روایات سینه‌به‌سینه و بعضاً مکتوب تاریخی، در این بقعه بزرگی آرمیده است که نامش ابراهیم بن موسی‌الکاظم (ع) می‌باشد. نگارنده این سطور سعی وافر کرد تا زوایای پنهان زندگانی آن امام‌زاده را هویدا نماید، ولیکن در صفحات کهنه‌کتاب تاریخ موفق نشد به سند مهم و درخور توجهی دست یابد، اما آنچه را که یافته است، با تحقیقات میدانی‌اش، ممزوج کرد و در نهایت این مقاله پدید آمد.

 در لابه‌لای متون تاریخی

 قدیم‌ترین اثری که نگارنده، نامی از امام‌زاده ابراهیم(ع) را در آن مشاهده کرد، کتاب «ولایات دارالمرز ایران ـ گیلان»، نوشته‌ هـ .ل. رابینو، کنسولیار انگلستان در رشت از سال 1906 ـ 1912م. است.

 هنگامی که رابینو از رودهای شفت سخن می‌راند، اشاره‌ای به یکی از رودها می‌نماید که از «امام‌زاده ابراهیم(ع)» واقع در بالای طالقان سرچشمه می‌گیرد. (ص 235)

 بعدها دکتر منوچهر ستوده که در سال‌های میانی دهه 1340 ش. به این منطقه سفر کرد، در کتاب ارزشمند «از آستارا تا استاراباد» در خصوص این بقعه و امام‌زاده نگاشت که: مردم آن سامان برای امام‌زاده ابراهیم(ع) احترامی فوق‌العاده قائل‌اند تا جایی که احدی جرئت سرقت و دزدی در آن دهکده را ندارد. شاید این باور مردم، امام‌زاده ابراهیم(ع) را به «ابوالفضل گیلان» مشهور کرده است. آقای دکتر ستوده در ادامه به نقل از کتب تاریخی متقدم می‌نویسد که شرح حالی از امام‌زاده در دست نیست، ولیکن آنچه به صورت سینه‌به‌سینه در بین گیلانیان مشهور و مقبول است، این است که آن بزرگوار از فرزندان حضرت امام‌موسی کاظم‌(ع) می‌باشد که در این منطقه مدفون است و ملجأ و پناهگاه دردمندان و زوار خویش است.

 در ابتدای دهه 1350 ش. دو محقق فرانسوی به نام‌های «مارسل بازن» و «کریستیان برمبرژه» نیز که برای مطالعات و تحقیقات مردم‌شناسی به گیلان و تالش سفر کرده‌ بودند، هر کدام در کتب خویش به فراخور از امام‌زاده ابراهیم(ع) شفت نکاتی را یادداشت کرده‌‌اند.

 قدیم‌ترین عکس از امام‌زاده ابراهیم(ع) که تاکنون به رؤیت نگارنده رسیده است، عکسی از بقعه و منازل (مسافرخانه‌) طبقاتی اطراف آن است که مارسل بازن در سال 1352ش. از بقعه برداشته و درکتاب خویش با عنوان «تالش منطقه‌ قومی در شمال ایران» منعکس ساخته است.

 کریستیان برمبرژه، گیلان‌پژوه و مردم‌شناس مشهور، در کتاب «گیلان و آذربایجان شرقی» در مورد امام‌زاده ابراهیم(ع) آورده است که واقع شدن این امام‌زاده در منطقه ییلاقی و درخت‌زار کوهستانی که امکان گردشگری و سیاحت را هم‌زمان با زیارت به وجود آورده، سبب شده که تابستان‌ها ده‌ها هزار زائر به زیارت امام‌زاده ابراهیم(ع) نایل شوند. همچنین این کتاب گزارش می‌دهد که در آن زمان در دهکده امام‌زاده ابراهیم(ع) یکصد دهنه دکان برای پذیرایی از زوّار دایر بوده است.

 در «کتاب گیلان» دربارۀ امام‌زاده ابراهیم(ع) آمده است که بر اساس شجره‌نامه موجود، این امام‌زاده از فرزندان امام‌موسی کاظم(ع) می‌باشد. این منبع افزوده است: در سال 1320 ش. در ساختمان بقعه تغییرات اساسی داده شد و نظر به مداخل زیاد امام‌زاده، راه مالرو و جنگلی آن تعریض و به جاده ماشین‌رو تبدیل گردید. این کتاب نیز از احترام بسیار زیاد بقعه در نزد اهالی گزارش می‌دهد.

 «دائرة‌المعارف تشیع» ابتدا به شرح معماری ساختمان بقعه به نقل از کتاب «از آستارا تا استاراباد» دکتر ستوده می‌پردازد، سپس ادامه می‌دهد که امام‌زاده ابراهیم(ع) در یکی از مناطق سرسبز جنگلی و کوهستانی قرار دارد که تابستان‌ها گروه فراوانی برای زیارت بدانجا سرازیر می‌شوند. آن گاه ادامه می‌دهد که به این امام‌زاده کرامات زیادی نسبت داده می‌شود.

 نویسنده‌ کتاب «تعزیه امام‌زاده ابراهیم(ع)، حماسه‌ای دینی» هم مختصری از تاریخچه امام‌زاده ابراهیم(ع) را با توجه به آثار متقدم یاد‌آور شده است؛ از جمله از قول جهانگیر سرتیپ‌پور ‌می‌نویسد که: معروف است امام‌زاده ابراهیم(ع) برادر امام علی‌بن موسی‌الرضا(ع) می‌باشد. همچنین در ادامه از قول محققان دیگری ذکر کرده است که بقعه و مزار این امام‌زاده در هفت تا هشت فرسخی رشت واقع شده است.

 نشریه «فرهنگ کوثر» پس از معرفی اجمالی امام‌زاده ابراهیم(ع) آورده است که این امام‌زاده مهم‌ترین امام‌زاده پس از آقاسیدجلال‌الدین اشرف و امام‌زاده‌هاشم در استان گیلان است. همچنین در ادامه ذکر می‌کند که بسیاری از مردم گیلان عقیده دارند وی فرزند بلافصل حضرت امام موسی کاظم(ع) بوده که شماری از علما و مجتهدان گیلانی مقید بودند هرساله چند نوبت به زیارت آن حضرت روند و شبی را در حرمش بیتوته کنند.

 در بروشور منتشره از سوی هیئت امنای بقعه امام‌زاده ابراهیم(ع) هم ضمن معرفی تاریخچه امام‌زاده، از سیمای گردشگری و معماری سنتی و چوبی منحصر به فرد شهرک، مطالبی ذکر شده است.

 علت مهاجرت امام‌زادگان به ایران

 در جمع‌بندی تحقیقات به این نتیجه می‌رسیم که پس از ورود حضرت امام رضا(ع) عده‌ بی‌شماری از سادات و فرزندان و احفاد حضرت علی‌(ع)، اعم از سادات موسوی، علوی، حسنی، حسینی، و ...، همراه امام هشتم(ع) و حتی بعد از شهادت ایشان با نیات مختلف، از جمله: خون‌خواهی آن حضرت، در امان‌ماندن از جور جائران عباسی و دلایل مختلف دیگر، راهی ایران شدند. اما شرایط خفقان و بسیار سخت حاکم بر جامعه‌ آن‌روز ایران، سبب پراکندگی اجباری سادات معظّم در سراسر ایران گردید.

 مناطق شمالی ایرانِ آن روز که دیلمستان و طبرستان نامیده می‌شد، از چند جهت حائز اهمیت بود که در این میان دو علت، برجستگی ویژه‌ای داشت: اوّل، خصوصیت جنگلی و کوهستانی بودن منطقه که علاوه بر اختفا، دسترسی دشمن به امام‌زادگان را با دشواری مواجه می‌ساخت؛ دوّم، انعطاف مردم این سامان در مقابل دین حقّ و عدم ستم‌پذیری و زیر سلطه‌ قرارگرفتن آنان.

 با توجه به این ویژگی‌‌های بسیار مهم، تعداد بی‌شماری از سادات به نقاط مختلف گیلان و تالش هجرت کردند. البته برخی از آنان در تعقیب دشمنان به وسیله عوامل داخلی به شهادت رسیدند و برخی دیگر نیز به دور از چشم عباسیان تا پایان عمر خویش به تبلیغ دین حنیف اسلام و ترویج مکتب حقه اهل‌بیت: مبادرت ورزیدند و مردم را به این آیین پاک دعوت کردند و پس از رحلت آنان، مقابرشان ملجأ و مأمنی برای حاجتمندان گردید که امروزه بقاع متبرک آنان در سرتاسر این دیار پراکنده است.

 امام‌زاده ابراهیم(ع) کیست؟

 با این توضیح و بنا به روایات تاریخی که مردم این سامان از نسلی به نسلی دیگر منتقل ساخته‌اند، چنین به نظر می‌رسد حضرت امام‌زاده ابراهیم(ع) یا شاه‌زاده‌ ابراهیم(ع) از سادات موسوی بوده و به نوادگان و فرزندان امام‌موسی کاظم(ع) منسوب است. نقل شده که جناب ایشان، همراه آقاسیدجلال‌الدین اشرف (مدفون در شهرستان آستانه اشرفیه) و آقا سیدهاشم (مدفون در شهرکی به نام امام‌زاده‌هاشم، واقع در کیلومتر 30 جاده‌ رشت به تهران) پس از شهادت امام‌رضا(ع) برای خون‌خواهی آن حضرت، از مدینه به ایران سفر کردند. آنان ابتدا به قم و از آنجا برای عزیمت به خراسان از بی‌راهه، راهی قزوین شدند تا از طریق گیلان و طبرستان به خراسان روند و انتقام خون آن امام همام را بگیرند، ولیکن این بزرگواران تحت تعقیب مزدوران «سرخاب» نامی که حاکم قزوین بود، قرار می‌گیرند و در ورودی استان گیلان ناچار از هم جدا و هر کدام به سویی روانه می‌شوند. در این میان، امام‌زاده ابراهیم(ع) همراه برادر و خواهرش به نام‌های امام‌زاده اسحاق و خیرالنساء،[8] به سمت فومنات در شفت رفته، و به مردم این سامان پناه می‌آورد. اما عوامل داخلی عباسیان ضمن جدایی بین آنان موجب شهادت هرکدام از این سه بزرگوار در نقطه‌ای از شفت می‌شوند.

 منقول است امام‌زاده ابراهیم(ع) همراه پیرمردی که رکاب‌دار آن سید عظیم‌الشأن بود، به سمت روستای طالقان می‌رود اما پیرزنی از ایادی عباسیان به طمع جایزه، حضرت امام‌زاده ابراهیم(ع) و همراهش را مسموم می‌کند. به نظر می‌رسد خدمتکار امام‌زاده ابراهیم(ع) با توجه به کهولت سن، نتوانسته در برابر سمّ دوام بیاورد و پس از مسمومیت  به شهادت می‌رسد و در همان محل شهادت به خاک سپرده می‌شود که امروزه مقبره آن پیر رکاب‌دار با عنوان «بابارِکاب» محل رجوع ارباب حاجت می‌باشد. نیز قبر آن پیرزن ملعون، محل لعن و نفرین ابدی زوار امام‌زاده ابراهیم(ع) است. امّا امام‌زاده ابراهیم(ع) با توجه به قدرت بدنی زیادی که داشته، توانسته اندکی بیشتر حرکت کند و خویش را به دامنه کوه برساند و پس از شهادت با آب چشمه میدان دهکده، غسل و در محل فعلی تدفین می‌شود.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 بهمن 1391 :: نویسنده : ق ر
نظرات ()

               روسری اندازی (کِشتی): در شب چهارشنبه سوری افرادی خصوصا خواهر زاده ها و برادرزاده های کوچک بر بام خانه ها رفته و به طور پنهانی دستمال بزرگ و خوش رنگی را از روزنه بام خانه ها به داخل خانه می اندازند . صاحب خانه نیز آن دستمال را گرفته و با شادی و خوش دلی هدایایی از قبیل پول ، شیرینی و تخم مرغ رنگ کرده به گوشه ی دستمال را گرفته و با شادی و خوش دلی  هدایایی از قبلی پول ، شیرینی و تخم مرغ رنگ کرده به گوشه ی دستمال بسته و به صاحب آن تحویل می دهد

آخرین ماه سال در این روستا « عید مانگ » یعنی ماه عید نامیده می شود . با آغاز ماه نوروز ، همزمان با تغییر و دگرگونی و جنبشی که در طبیعت ظاهر می شود ، مردم این منطقه نیز تکاپو و جنبشی تازه را از سر می گیرند . خانه تکانی ها آغاز می شود ، اسباب و اثاثیه قابل شستشو را حتی الامکان در رودخانه ها میشونیند ، دیوار های درونی و بیرونی خانه را با رنگ ، آهک،گچ و گل سفید ، رنگ و رویی تازه می بخشند. به وضع ظاهری منزل و محوطه اطراف نظم و آرایش دیگری می دهند ، نو کردن و پیرایش لباس ها از سر گرفته می شود و برای سفره ی هفت سین ، گندم ، نخود و عدس خیس کرده و برای استقبال از سال نو خود را آماده میسازند. جوانان معمولا تا قبل از رسیدن سال نو خود را با بازی های این ماه از جمله « جنگ با تخم مرغ » سرگرم می کنند . بعد مراسم چهارشنبه سوری را به جا آورده و به انتظار سال نو مینشینند

   کار خرید آخر سال ، تدارک ایام عید ، خانه تکانی ، پیراستن وضع ظاهر و غیره تا سه شنبه ی آخر سال ادامه می یابد. از این روز به بعد همه با شور و حالت زاید الوصفی منتظر طلیعه نوروزند . فضای خانه و آبادی حال و هوایی دیگر دارد و همه در جنب و جوش هستند و پرتو دلپذیری از شادمانی بر همه جا پاشیده شده است .

   در شب چهارشنبه سوری در این منظقه نیز مانند سایر نقاط ایران ، مراسم آتش افروزی برگزار می گردد و اهل خانه در مقابل منزل خود ، حتی بیماران ، در حالی که بزرگتر ها کودکان خردسال را در آغوش گرفته اند ، حداقل سه بار از روی آتش می پرند و آواز و ادعیه بر زبان خود جاری میکنند ، به دین مضمون « دردسرم و یا زردی رخسارم در اینجا بماند.   در شب چهارشنبه سوری افرادی خصوصا خواهرزاده ها و برادرزاده های کوچک بر بام خانه ها رفته و به طور پنهانی دستمال بزرگ و خوش رنگی را از روزنه بام خانه ها به داخل خانه می اندازند . صاحب خانه نیز آن دستمال را گرفته و با شادی و خوش دلی هدایایی از قبیل پول ، شیرینی و تخم مرغ رنگ کرده به گوشه ی دستمال را گرفته و با شادی و خوش دلی  هدایایی از قبلی پول ، شیرینی و تخم مرغ رنگ کرده به گوشه ی دستمال بسته و به صاحب آن تحویل می دهد .

   جوانان اعم از دختر و پسر نیز در این شب به تنهایی یا دونفری با یک دیگر نیت کرده و به طور پنهانی خود را پشت در و یا بام خانه ها می رسانند و بدون اینکه کسی آنها را مشاهده کند به صحبت های افراد داخل منازل گوش فرا میدهند ، اولین جملاتی را که شنیدند مورد سجنش قرار میدهند. اگر معنی و مفهوم نیک داشته باشد ، آن را به فال نیک گرفته و باور دارند که در رابطه با نیتی که کرده اند ، مرادشان برآورده خواهد شد .

 ولی اگر جملات شنیده شده بد و یا ناپسند باشد ، آن را نشان نامرادی در مورد موضوع نیت میدانند .

این گون فال بینی ها را اشخاص هم برای خود و هم برای دیگران انجام میدهند .   صبح روز چهارشنبه سوری قبل از طلوع آفتاب ، افرادی از همسایه ها و یا فامیل ، زودتر از همه از خانه بیرون رفته و ترکه ای « گوؤزه » را از درخت یا پرچین مقابل حیاط منزل جدا کرده و وارد خانه شده و با آن ترکه به آرامی و ملایمت بر پشت افراد خانواده می زنند . وقتی بر پشت بزرگترها می زند ، می گوید: « شاد و خرم باشی » و وقتی بر پشت کودکان و کوچکترها می زند ، میگوید : « خرم و پیر شوی ، دشمنت کور شود. »

   پس از انجام ترکه زنی ، دختران و پسران نوجوان و حتی بزرگسالان به کنار رودخانه یا نهری پر از آب رفته و به نیت رفع بلا و در پیش رو داشتن سالی حوش و سرشار از شادی و تندرستی ، چندبار از روی آب به این سو و آن سور می پرند . پس از اتمام مراسم چهارشنبه سوری ، در انتظار فرا رسیدن لحظه ی تحویل سال نو ساعت شماری می کنند و بر سر سفره ی هفت سین که به وسیله ی انواع شیرینی و میوه و تنفلات تزیین شده و یک جلد کلام ا… مجید و یک آینه ولیوانی پر از آب در میان سفره مشاهده می شود ، می نشینند .

 زمانی که سال نو آغاز شد همه افراد خانواده با همدیگر روبوسی می کنند و سال نو را به همدیگر تبریک می گویند و برای داشتن سال سرشار از خوشی و تندرستی به دعا می پردازند . در این روز دخترانی که دوره ی جوانی خود را می گذرانند و از هر لحاظ آماده ی ازدواج هستند ولی هنوز همسر مناسبی نیافته اند و فکر میکنند که بخت آن ها خوابیده است ، صبح زود دور از چشم دیگران به کنار رودخانه یا نهر آبی رفته و یک دسته گل و سبزه در آب می اندازند تا بخت و اقبال آنان بیدار شود و هرچه زودتر آرزوهایشان برآورده گردد و ازدواج کنند

         در طول ایام تعطیلات نوروزی ، چون سال جدیدی آغاز شده است ، مردم به دید و بازدید اقوام و خویشان خود رفته و سال نو را به آنها تبریک می گویند و احیانا اگر در سال گذشته خانواده هایی عزادار بوده و عزیزانی را از دست داده باشند ، به آن ها سر زده و تسلیتی دوباره می گویند و لباس ماتم و عزا را از تن آنها بیرون می آورند .

منبع : تالش نشینان بخش عنبران ، تالیف استاد دانشمند جهانگیری میناآباد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 بهمن 1391 :: نویسنده : ق ر
نظرات ()
خبر خوش اومَه ، گلف گلف ،راه دوار

تی تی کرده خدا،کَاُوَمیشین،هرکنار

نوروزَخون،خونه ، اشتِه بهار ، مبارک

زمسون،دَویَره، چه دوملَه اِسَه بهار(۲)

********

تالشون را ،بهار ، فصلِ نشاء وُ کارَه

ایتا تومَه کیله ، ایله تا سَرِ ه بجارَه

آخرِه کشت و کار،گیریَه شِه وقتَه عزیز

من که شوم پییادَه،نازَه یارم سواره(۲)

*********

بهار اومَه عزیز، دَکَر ، تِه تازَه خَلا

بال به بال بیگِرَم بشَم به کوه و صحرا

حاج حاجی،جفت بَه جفت،آرَسینه به لونَه

غرصَه دیمَه بنه که فصلِ کارَه برا(۲)

**********

بِری دِه جانَ یار، که یَندی ،دِلدار ، ببَم

ام د روزِه دنیا ،هم دیل و غمخوار ببَم

خَیفَ امَّه بشم ،ام پوچَه مال بمونه

بِری تا دیر بَنی، خاص خاصِنَه،یار ببَم(۲)

از:عظیم نیک نهاد(آیَت)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 بهمن 1391 :: نویسنده : ق ر
نظرات ()
سعید جعفرزاده احمد سرگورابی در سال ۱۳۵۸ دراحمد سرگوراب شفت به دنیا آمد و دوران کودکی ونوجوانی را در آن جا به سر آورد.او دیپلم خود را از هنرستان کمال الملک رشت دریافت کرد. به دلیل علاقه وافرش به هنر و موسیقی، راه خود را با تحصیل در دانشگاه آزاد، در این رشته ادامه داد و با موفقیت به پایان رسانید. سازهای تخصصی او سه تار و پیانو بود. در زمینه هنر آواز ، افتخار شاگردی اساتیدی همچون فریدون پوررضا ، سید كمال الدین عباسی ، هنگامه اخوان ، كریم صالح عظیمی را دارد و همچنین در باب زمینه شعر و ادبیات فارسی از محضر استایدی همچون دكتر علیقلی محمودی بختیاری ، حبیب نبوی ، محمود طیاری و دادبه بهره مند گردید .
در همین زمان به دلیل علاقه به داشتن یک نام فارسی، با اجازه پدرش، نام پرواز همای را بر می گزیند و با همین نام فعالیت هنری خو را آغاز کرد. در سال ۱۳۸۳ او به همراه تعدادی از جوانان علاقمند به موسیقی، ابتدا گروهی به نام گروه حافظ و بعد مستان را بنیاد نهادند. او از جمله معدود موسیقیدانان ایران است که شعر و آهنگ را خود ساخته و خود نیز آن را اجرا می کند. همای از پیروان و دوستداران فلسفه خیام و مولانا است و در سراییدن شعر نیز ، شیوه های آنان را به کار می بندد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 بهمن 1391 :: نویسنده : ق ر
نظرات ()
كوشش های ادبی و پژوهشی اش را در اوایل دهه ی پنجاه با پیوستن به زمره نویسندگان رادیو گیلان و همكاری با مطبوعات آغاز كرد . پس از انقلاب اسلامی فعالیتهای پژوهشی خود را به صورت تخصصی در زمینه ی تات و تالش شناسی ادامه داده است ودر این زمینه علاوه بر چاپ دهها مقاله ی پژوهشی در مطبوعات ، روزنامه نگاری ، اجرای پروژه های تحقیقی ، شركت و سخنرانی در همایشهای ایران شناسی ، همكاری در ساخت چند فیلم مستند مربوط به تالش و غیره ، تاكنون 17 جلد از آثار پژوهشی خود را منتشر كرده است:
همراه زمان

. م 1352 - معرفی در هفته نامه ادبی معتبر فردوسی به عنوان یکی از 10 شاعر جوان برتر کشور و اختصاص سه صفحه به معرفی ایشان .

1354 - دایر نمودن برنامه (سیری در تالش ) در رادیو گیلان .اوج گرفتن فعالیت های فرهنگی .

1358 - انتشار مجموعه شعر جنگل و جنازه و انتشار نشریه دامون به اتفاق آقایا ن بشرا،پوراحمد جکتاجی ، مرادیان گروسی و شادروان مظفری.

1363 - انتشار فرهنگ تاتی و تالشی و سپس كتاب تالشی ها كیستند . مشاركت در ساختن فیلم های مستند تالش ، زغالپزان ، عید اهل سنت ، كوئج دایر كردن یك مغازه كوچك كتاب و نوشت افزار فروشی برای تامین معاش.

1368 - انتشار كتاب ترانه های شمال ، تاتها و تالشان و ویرایش دوم تالشی ها كیستند .

1373 - دعوت به جمهوری آذربایجان و دریافت دكترای افتخاری از آكادمی ملی آن كشوربه پاس بنیانگذاری تالش شناسی در ایران . انتشار كتاب نظری به جامعه عشایری تالش و نخستین نشریه تالش با نام ) ویژه تالش ). سخنرانی در همایش فرهنگ و ادبیات گیلان - دانشگاه گیلان . سفر به جمهوری آذربایجان در ترکیب یک هیات پژوهشی از سوی استانداری گیلان و گردآوری حدود 200 برگ سند جدید در مورد نهضت جنگل.

1378- انتشار كتابهای : تاریخ كادوسها ، مشاهیر تالش ، چهار رساله در زمینه تاریخ و جغرافیای تالش . شركت و سخنرانی در همایش های نوروز در تخت جمشید ، محرم در فرهنگ مردم سازمان میراث فرهنگی . انتخاب به عنوان پژوهشگر برگزیده سال گیلان.

1379اعزام به جمهوری آذربایجان از سوی سازمان صدا و سیما به اتفاق بهمن کاظمی برای انجام پژوهش در زمینه موسیقی فولکلوریک و گرد آوری بخش مهمی از آخرین بقایای موسیقی اصیل تالش شمالی.

1380 - انتشار كتاب های فرهنگ تطبیقی تالشی - تاتی - آذری ، ادبیات تات و تالش ، اخبار نامه و آفتاوَ جار . شركت وسخنرانی در همایش های فرهنگ گیلان زمین دانشگاه تهران و تات شناسی - دانشگاه آزاد تاكستان .انتخاب به عنوان پژوهشگر برگزیده سال گیلان .ترجمه و انتشار كتاب تاریخ كادسها در جمهوری آذربایجان .

1384 - انتشار كتاب نگاهی به گذشته تالش. شركت و سخنرانی در همایشهای مختلف استانی. دریافت جایزه ادبی دكتر معین . بنیانگذاری مؤسسه تالش شناسی .

1386 - انتشاركتابهای : تاریخ تالش و خوراكهای تالشی .

1387- انتشار كتاب ترانه های مردم و نغمه های شادی، دعوت به شانزدهمین جشنواره تولیدات مراکز صدا و سیما .دریافت دیپلم افتخار به عنوان بهترین پژوهشگر از سازمان صدا و سیما

ضمنا ایشان در حال حاضر علاوه بر مدیریت موسسه تالش شناسی و عضویت افتخاری آكادمی ملی جمهوری آذربایجان ، عضو پیوسته بنیاد ایران شناسی و انجمن علمی دبیران تاریخ استان گیلان نیز هستند .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 بهمن 1391 :: نویسنده : ق ر
نظرات ()

                    تالش - طلیس – کادوس

   قبل از پرداختن به موضوع ( تالش نشینان عنبران و میناباد ) بهتر است که درباره ی سابقه ی تاریخی ، نژاد و محل سکونت و اصل و نسب این مردم ( تالشان ) مطالبی ارایه کرده و سپس بحث خود را ادامه دهیم . زیرا دور از عقب و منطق است که بدون اینکه از سابقه و گذشته ی مردمی ، آگاهی و اطلاعاتی داشته باشیم درباره ی آن سخن برانیم . لذا ، قصد آن داریم که مطالبی هر چند مختصر درباره ی این مردم ( تالشان ) بیان کنیم . بدان امید که همین اندک مایه بتواند تا حدودی عطش سیری ناپذیر علاقه مندان علم و دانش را مرتفع سازد .

معانی لقوی تالش و کادوس :

- طالش ( تالش ) به معنی جامه ای که همه ی بدن را فرا میگیرد و آن را برای پوشیدن بافند و خالی از برش و خیاطی باشد .

- طالش لهجه ی شیرین تالشی اراضی باتلاق و گل و هوای مرطوب و بارانی و مه آلود را گویند بدین طریق ( طول ) یعنی گِل و باتلاق ( اش ) یعنی ابرومه مخلوط با باران ریز .

-عبای مدوری است که به رنگ سبز می باشد و قسمت فرو دین ندارد و پود آن از پشم است و خواص علماء و مشایخ آن را پوشند و ن از لباس های عجمان است .

-طالش قومی می باشد از مردم گیلان ، گویند اولاد تالش پسر یافت بن نوح بود که آنان را تبالشان می خوانده اند .

- طایفه ای در گیلان و آذربایجان که یک قسم از فارسی دری تکلم می کرده اند و گویا اهالی آذربایجان قبل از غلبه ی نژاد ترک بوده است .

- کادوس یونانی شده کله تالوش است که در قرون بعد طالش یا تالش شده است نامی که یونانی یونانی ها بر مردم سرزمین گیلان یعنی گیل ها داده اند .

بعضی محققین کادوسیان را قبل از آمدن آریایی ها به این سرزمین می دانند و این ها در گیلانو قسمت شمال شرقی آذربایجان ( عنبران و میناباد فعلی ) سکونت داشته اند . این مردم در زمان اردشیر مانند بسیار از ایالات دیگر شورش کرده و شاه برای فرو نشاندن شورش آنان در راس قشونی مرکب از ۳۰۰ هزار سواره عازم شد و در دفع طیلسان یا کادوسیان در کوه های شمال غربی البرز  ، شاه بهره جندانی نیافت و در واقع شکست خورده و با به کار بستن حلیله سپاه نتوانست سپاه خود را از مهلکه نجات دهد .

- پلو تارک در کتاب اردشیر ( بند ۲۸-۲۹ ) ، در جایی که در باره جنگ اردشیر دوکم با کادوس ها سخن می گوید سرزمین کادوسیان را اینگونه توصیف میکند :

«کادوس مملکتی است کوهستانی و صعب العبور که همیشه ابرها آسمان آن را پوشانیده است و در جنگل هایش سیب و گلابی خودرو فراوان است . »

- احمد کسروی محققی است که راجع به کلمه ی تالش تحقیق نموده است و می گوید :

« استرابو دانشمند شناخته شده ی یونانی که کتاب خود را در جغرافیا و در دو هزار سال پیش نوشته است، در گفتگو کردن از مادها ( ماد آتروپاتن ) که خاستگاهش آذربایجان کنونی است ، ایل های کوچ نشین آذربایجان را بیدن سان نام برد . ( کرتیان،آماردان،تاپوران،کادوسیان)

محقق یاد شده پس از گفتگو درباره ی محل سکونت یکایک اقوام یاد شده در مورد کادوسیان می گوید :

« این بی گفتگوست که نشیمن کادوسیان در کوهستان شمال شرقی آذربایجان و در آنجایی بود که اکنون نشیمن تالشان است . »

و این محل امروزه با محل سکونت تالشان ( بخش عنبران و دهستان میناباد ) شهرستان نمین از استان اردبیل مطاقبت دارد .

« کادوسیان مرمی بودند که در گیلان جا داشتند و ظاهرا نیاکان تالش های کنونی بوده اند . و این مردم از بومیان سابق ایران پیش از آمدن آریایی ها بودند.»

« کادوس ها یا کادوسیان که در منابع تاریخی قدیمی آن را کاتی شان یا کاتوزیان می گفتند از قبایل مهم ومستقل بوده اند و طالش های کنونی بر اساس منابع تاریخی همان کادوسی ها هستند که اکنون در غرب گیلان و شرق اردبیل حضور دارند ، و در گذشته از نظر سیاسی قدرت مسلط منطقه را تشکیل می دادند  و زندگی آنان بیشتر بر مبنای نیمه شبانی استوار بود، اما با توسعه ی  کست غلات در ناحیه تالش و پاره ای از کشت های خصصی مانند چای و توتون در فومنات شکل  زندگی آنان تغییر یافت و به یکجا نشینی تبدیل شد . »

رباعیات قرن ۱۶ میلادی را م-و-میلر مطالعه کرده است نشان می دهد که زبان شهر اردبیل بسیار به تالش نزدیک بوده است . در دوره ی صفویه بسیاری از تالش زبانان به قوچان و دیگر بلاد کوچ کرده اند . مکان تالش هایی که در آذربایجان از قدیم سکونت داشته اند و داند عبارتند از : میناباد ، پیله رود ، عنبران سفلی ، عنبران علیا ، امین جان ، کولش  ( گلشن ) ، جید ، مسجد محله ، فتح مقصود ، میرزانق ، زوواند و قسمتی از اجارود و کلیه دریغ و نمین از توابع در اصل تالش نژادند.

منبع : تالش نشینان بخش عنبران،دانشمند جهانگیری میناآباد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 بهمن 1391 :: نویسنده : ق ر
نظرات ()

در سال 1290شمسی در 20کیلومتری  شهری فومن ،در روستای سیاهمزگی ،یکی از روستاهای تالش نشین شهرستان کنونی شفت، پسری به دنیا آمد که پدرش «رضا بگ» نام او را

« آقاجان » گذاشت .تقدیر چنین بود که آقاجان در تاریخ معاصر تالش به عصیانگری سر کش بدل گردد وتفنگ به دست با چند تن از یاران خود به جنگل رود تا مثل عیاران با ظلم زمان خود بجنگد ،گر چه بیش از چند سال در صحنه نبود ،اما او نیز مانند دادشاه بلوچ ،عزت کردستانی و رابین هود انگلسی  از ذهن مردم نرفته است،اگر همتاهای ایرانی او با اسمشان معروفند ، رابین هود نه تنها به اسم ،بلکه از او بتی ساخته اند تا فیلم و کارتن هایش الگوی کودکان دنیا شود .اما رابین هود گیلانی ما را مالگین گیل ،«دوزده آقاجان» نام دادند ،در حالیکه روستائیان گیل و تالش فومنات او را به نام «آقاجان بک» یا «آقاجان جنگلی» میشناسد،اگر چه عده ای از مالکین به او تهمت دزدی زدند، مهم نیست ، اما چرا ؟ عده ای این تهمت  ناروا را باور کردند ، مهم است ! مهمتر از همه چرا ؟ دانشمندان اهل قلم ،بویژه اندیشمندان تالش از او دفاع نکرده و نمی کنند فاجعه است!!! آقاجان مانند دادشاه ،عزت کردستانی ، رابین هود بود نه دزد! عیاران تاریخ مردانی بودند عصیان کرده از ظلم ملاکین و حاکمان  زمان خود ،و گاهی تجاوزات جنسی به نوامیس عیاران هم مزید بر علت می شد .عیاران بر این باور بودند که وظیفه آنها تامین  عدالت در جامعه است .برای تحقق این هدف ، پول و مال ثروتمندان را میگرفتند  و به فقرا می دادند چون عیار ،خود را حاکم منطقه می دانست ،این کار را در روز روشن و در حضور مردم انجام می داد. از ثروتمندان پول و مال میگرفت ، به فقرا می داد و یا اموال ثروتمندان را به نفع فقیران مصادره می کرد .به همین دلیل احتیاج نداشت تا مال کسی را بدزدد. بنابرین تهمت دزدی به آقاجان را نباید باور کرد ، اگر آقاجان دزد بود باید در محل و منطقه با زبان تالشی به او «دززه آقاجان» می گفتند ،نه «دزوده آقاجان »، بلکه لقب «دوزده آقاجان »که یک واژه گیلکی است ،مالکین گیلک زبان منطقه به آقاجان دادند .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 بهمن 1391 :: نویسنده : ق ر
نظرات ()

سد مخزنی لاسک در 45 کیلومتری جنوب غربی شهرستان شفت و 60 كیلومتری رشت با هدف تامین آب موردنیاز 7000 هکتار اراضی کشاورزی و آب مشروب یكصد هزار نفر اهالی شهرستان شفت و روستاهای اطراف آن احداث خواهد گردید.

ارتفاع تاج سد لاسک تقریباً برابر با 92 متر از بستر  سنگی رودخانه در نظر گرفته شده و حجم کل مخزن 6/83 میلیون مترمکعب می‌باشد. سد لاسک، سدی خاكی و دارای یك سرریز مستقیم خواهد بود. دبی سالانه تخلیه از سرریز 28/7 میلیون مترمکعب در سال خواهد بود و نوع سیستم انحراف آب تونل یا کالورت است.

از اثرات مثبت این طرح در فاز ساختمانی ایجاد اشتغال برای بیش از 150 نفر در رده‌های مختلف كاری در طول 5 سال است.

دیگر آثار خوب این پروژه عبارتند از:

1-تغییر در سطح درآمد و بهبود سطح زندگی و وضعیت اقتصادی و معیشتی منطقه بر اثر استفاده از نیروی كار بومی و یا اشتغال آفرینی به صورت غیر مستقیم در منطقه؛

2-افزایش میزان وسعت اراضی كشاورزی زیر پوشش آبیاری از 2000 هكتار فعلی به 7000 هكتار در آینده؛

3- تامین آب كشاورزی به‌هنگام برای زمین‌های زیر كشت در فصول گرم سال؛

4-جلوگیری از بروز سیلاب‌های فصلی و رواناب‌های جاری؛

5-كاهش حجم و بار رسوبی در رودخانه و مصب منتهی به تالاب انزلی به میزان 740.000 مترمكعب در سال؛

6-ایجاد زیستگاه جدید آبی برای پرندگان آبزی و كنار‌آبزی در محدوده‌ی بلافصل سد و ایجاد طرح‌های توسعه القایی در بخش كشاورزی و دامپروی

برگرفته از سایت شرکت سهامی آب منطقه ای گیلان-دوشنبه 2بهمن 1391





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 2 بهمن 1391 :: نویسنده : ق ر
نظرات ()